تبليغاتX
کلبه ای دریایی
توضیح جمعه سی ام شهریور 1386 16:47
سلام.این چند وقت که به روز نمیکنم دارم دنبال راههای برای بهتر کردن وبلاگم به زودی مینویسم
نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

تولد من دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 15:22
امروز روز تولد من برای همین یه مختصری از زندگیم را نوشتم که تو ادامه مطلب اگه وقت داشتین بخونید نظرم بدبد
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

سلام شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 22:36
سلام با اینهمه نظر میدین خسته نشین یه وقتاز فردا دوباره مینویسم ولی یکمی با تجربه نر ما سلامتی رفتیم سفر پخته شدیم دیگه
نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

سفر سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 15:37
سلام

میگن بسیارباید سفر کرد تا پخته شود خامی.خوب از اونجا که من پسر حرف گوش کنیم تصمیم دارم

برم سفر.تا وقتی برگشتم بهم بگن سعید پختک.(منظور همون سعید پخته شده است).خوب خیلی

حرف نزنم.انشاالله وقتی برگشتم دوباره با نیروی قویتری مینویسم.چی کجا میخواهم بروم هان از فضولی

دارین میمیرین.باشه میگم.میخواهم بروم مشهد.چی؟آهان التماس دعا دارین،باشه یه فکری براتون

میکنم.نظر فراموش نشه.

۸۶/۵/۱۳

نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 9:20

سلام

یه چند وقتی 2 تا خواسته از خدا دارم برآورده نمیشه،نمسدونم چرا؟راستش هر جور حساب میکنم میبینم ضرری برای من ندارد،تازه به صلاح من هم هست،خیلی نماز و دعا خواندم،تا امروز فکر میکردم خیلی کار شاقی کردم امروز از آبجیم شنیدم که یکی از دخترای فامیل برای یه حاجتش نماز 1000 "قل هو الله" خوانده تازه حاجتشم نگرفته.راستش خیلی تعجب کردم آخه بعضیا سریع حاجتاشون برآورده میشه بدون هیچ زحمتی بعضیام با هزار جور دعا و نمار حاجتشون رو میخواهند بگیرند ولی برآورده نمیشه.نمیدونم اشکال از کجاست؟نظر شما جیه؟ منتظرم ببینم چی میگین؟

89/6/11

نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

اس ام اس یکشنبه یازدهم شهریور 1386 9:11
 هر کسی روزی میاد، یه روز میره، یکی با دلش میره یکی با پاهاش ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

سه شنبه ششم شهریور 1386 16:1
طلوع آفتاب رحمت و عدالت"مهدی موعود(عج)"را تبریک گفته و آرزو میکنیم که روزی تمام پیام های دنیا  ۱چیز باشد:((مهدی آمد))

گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم

                         من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

نظر یکشنبه چهارم شهریور 1386 22:42
از دو دوست عزیز که نظر دادن ممنون .راستی فکر کردین اگه یه روز بهتون بگن شما میتونی از نو دوباره زندگی کنید و تازه میتونید انتخاب کنید که جای چه کسی باشین چی میگین؟جان من ایندفعه نظر بدین .

موضوع از این جالبتره برای نظر دادن میخواهین

نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

نظر یکشنبه چهارم شهریور 1386 22:41
از دو دوست عزیز که نظر دادن ممنون .راستی فکر کردین اگه یه روز بهتون بگن شما میتونی از نو دوباره زندگی کنید و تازه میتونید انتخاب کنید که جای چه کسی باشین چی میگین؟جان من ایندفعه نظر بدین .

موضوع از این جالبتره برای نظر دادن میخواهین

نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |

تشکر جمعه دوم شهریور 1386 6:45

سلام

به محمد خان چه طوری پسر چه عجب به وبلاگ تازه کارام سر زدی بابا شرمنده کردی شما مهندس ها کجا ما که تازه میخواهیم بریم دانشگاه کجا راستی منظورت از این که گفتی پشیمون نشی چی بود هان؟ راستی نیمه شعبان که می بینیمت؟

ثریا خانم اول از اینکه نظر دادی ممنون،ولی منظورتو از اینکه گفتی مطالبت جالب باشه نفهمیدم اگه منظورت مطالب عاشقانه هست که اگه دقت کنی تو وبلاگ این جور مطالب هست ولی دلیل اینکه کم هست این که من میخواهم مطالب من جدید باش نه کپی از دیگران در ضمن من وبلاگ زدم که افکارم را بیان کنم پس باید بیشتر مطالب از زبان خودم باشه،در هر صورت ممنون امیدوارم بازم بیای و من هم سعی میکنم مطالب جالبتر بنویسم

86/6/2

 

نوشته شده توسط سعید  | لینک ثابت |